لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:56  توسط توحید(viva)
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:24  توسط توحید(viva)
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:26  توسط توحید(viva)
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:16  توسط توحید(viva)
|

توجه * عکس های ادامه مطلب جدیدترین عکس های سال 2009 هستن و خیلی ام زیبا ان من هر روز جدیدترین عکس ها و پرطرفدار ترین ها رو برای شما جمع می کنم شما ام می تونید با رفتن به ادامه مطلب از عکس ها استفاده کنید .
هر روز " سری عکس های عاشقونه " رو ببینید ، ضرر نمی کنید
ادامه مطلب
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:2  توسط توحید(viva)
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:19  توسط توحید(viva)
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:52  توسط توحید(viva)
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:58  توسط توحید(viva)
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:30  توسط توحید(viva)
|

در حسرت بوسه ای از لبانت ای ......
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:28  توسط توحید(viva)
|

سکوت
نکرده ام که فراموشت کنم. نمی خواهم که از یادم بروی. اشک نمی ریزم تا
لحظه های نبودنت را ابری کنم. تنها...لحظه های با تو بودن را مرور می کنم
... و به تو می اندیشم در ابدیت لحظه ها...!!! نمی دانی چه غمگینم در این
تاریکی شب ها چه بی تابانه دلگیرم نمی دانی که گاهی عاشقانه با خیالی در
تب رویایی تو آرام می گیرم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:43  توسط توحید(viva)
|

اگر مي خواي صد سال زندگي کني
من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگي کنم
چون من هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:15  توسط توحید(viva)
|

کنار آشیانه تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سؤال می کند به خاطر چه زنده ای؟
و من برا ی زندگی، تو را بهانه می کنم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:40  توسط توحید(viva)
|

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی
هرگاه در میان ستارگان آسمان یه ستاره ی خاموش دیدی،برای یه بار در گوشه ی از ذهنت
نه به زبان بلکه از ته قلب بگو..................یادت بخیر
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:36  توسط توحید(viva)
|

دارم بوی قشنگت رو حس می کنم
ولی
نکنه اومدی برای خداحفظی؟؟؟؟؟؟؟/
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:18  توسط توحید(viva)
|

در آستانه ي کوچه زندگي,دفتر تقديرم را نظاره مي کنم
که دستان قدرتمند سرنوشت آن را ورق مي زند
و نوشته هايش را با قلم قسمت تغيير مي دهد
آرزوي اين را داشتم که روزي بتوانم بوته سرنوشت را
از ريشه بخشکانم
تا هيچ وقت نتواند دفترم را با دستان بي مهرش ورق زند
و آنان را که دوستشان دارم هيچ گاه با تکرار واژه قسمت
از من نگيرد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:36  توسط توحید(viva)
|

تا دلم را در آن به نمايش بگذارم
در قامت يک فروشنده دورهگرد عاشق تو شدم
از اين روست که تمام خيابانهاي شهر
عشق مرا ميشناسند
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:26  توسط توحید(viva)
|

قشنگ این نیست که قشنگ باشی
قشنگ اینه که مهم باشی
حتی برای یه نفر
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:3  توسط توحید(viva)
|

می دونم هنوز هم باورت نشده که
که ....
چقدر دوستت دارم!!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:54  توسط توحید(viva)
|

عاشق بودن یعنی عمل کردن به خواسته دل
یعنی از اعماق دل محبت کردن
محبتی بی کینه و بی ریا!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:30  توسط توحید(viva)
|

یه بوسه تو برام دلگرمی می یاره اینو می دونستی.....

زیبای من
حس اون نگاه زیبات
تو دل
عاشق من لونه کرد زیبای من
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:1  توسط توحید(viva)
|














